کارگاه دلبستگی یا وابستگی


نویسنده : نسیم درایش


نهمین دورهمی مرکز مشاوره خانه مهر برگزار می کند

عنوان کارگاه : دلبستگی یا وابستگی

مدرس : خانم ایرن بهرامی

دلبستگی یا وابستگی
دلبسته شوید و وابسته نشوید؟؟؟؟؟؟!!!!!!

آیا میان این دو تفاوتی هست؟

 

در این سری دورهمی مرکز مشاوره خانه مهر میزبان بهترین روانشناسان و مشاوران خانه مهر به صورت آنلاین بودیم تمام مطالب زیر به صورت تخصصی و جامع توسط خانم ایرن بهرامی عنوان شده است

دلبستگی عاطفی و جسمانی قوی به حداقل یک نفر از مراقبین اولیه برای رشد هر کدام از ما ضروری است. پیوندی پایا چه در انسان ها چه حیوانات، که موجب بقای گونه می شود.

 

در هر فرد، دو نوع نظام وجود دارد. یکی نظام دلبستگی و دیگری نظام مراقبت. که هر کدام از این نظام ها ابزار خودشان را دارند.

 

دلبستگی برای جذب و جلب توجه مراقب اولیه برای رسیدگی به نیازهای نوزاد است و نظام مراقبت برای پاسخ گویی به نظام دلبستگی طرح ریزی شده است. برای مثال گریه یا لبخند نوزاد ابزاری در اختیار نظام دلبستگی او هستند برای تحریک نظام مراقبت مراقبین تا به این وسیله مراقبت کنندگان از نیازهای کودک مطلع شده و به او رسیدگی کنند.

بنابر نوع پاسخگویی نظام مراقبت، پیوند دلبستگی شکل خاصی خواهد گرفت که تا پایان عمر نگرشی را در ذهن فرد نسبت به خودش ایجاد خواهد کرد.

برای مثال مراقبت کافی موجب نگرشی ایمن در فرد خواهد شد. او تا پایان عمر هم خود و هم دیگران را لایق توجه و پذیرش خواهد دید.

اما مراقبینی که نیازهای نوزاد را عموما نادیده بگیرند اغلب افرادی خودشیفته یا منزوی تربیت خواهند کرد.

 

بنابراین، سبک نگرش افراد نسبت به خودشان از طریق این پیوند شکل خواهد گرفت

 

مری اینزوورث با 23 کودک و مادرانشان که از طبقه متوسط اجتماع بودند آزمایشی به نام موقعیت نا آشنا را انجام داد. نتیجه ی این آزمایش نشان داد کودکان سه سبک دلبستگی (نوع نگرش) نسبت به مراقبینشان اتخاذ میکنند:

1- ایمن
2- نا ایمن اضطرابی-دوسوگرا
3- ناایمن اجتنابی

 

که این سبک های دلبستگی در بزرگسالی موجب چهار نوع سبک نگرش مختلف در فرد خواهد شد.

 

افرادی که در کودکی سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی-دوسوگرا داشته اند در بزرگسالی دچار سبک دلبستگی آشفته خواهند شد

این افراد فرزندان والدینی هستند که مدیریت و کنترل هیجاناتشان را نمیدانستند و این عدم آگاهی فرزندی آشفته و مضطرب به بار آورده است.

در نهایت کودکان با سبک دلبستگی اجتنابی یا به انزوا خواهند رفت یا به سوی گسسته شدن از جامعه و خودشیفتگی.فرزندان والدینی پر مشغله که هرگز دست یافتنی نبوده اند.

 

سبکهای دلبستگی در بزرگسالی همانطور که پیشتر گفته شد متاثر از سبکهای دلبستگ دوران کودکی بوده و در نهایت بر روی تمام روابط انسان اثر گذار خواهند بود.

 

با توجه به نمودار بالا، سبکهای دلبستگی در بزرگسالی که شاه کلید تفسیر روابط بین فردی ایشان خواهند بود، متشکل از نگرش فرد نسبت به خود و دیگران است.

 

تمام موارد زیر در کارگاه روانشناسی دلبستگی یا وابستگی عنوان شد :

 

سبک دلبستگی ایمن

 

دیده فرد به خودش و دیگران مثبت است. عموما برای آنها نزدیکی عاطفی به مردم راحت است، با دلبسته شدن به افراد مشکلی ندارند و هراسناک نمیشوند.

تعامل صمیمانه ، گرم و مسئولانه ی مراقبین اولیه با کودک ، به طوری که مراقبین از نظر عاطفی دست یافتنی باشند، موجب این سبک دلبستگی میشوند. والدی که بتواند احساسات مثبت و منفی خودش را مدیریت کند .

افراد با دلبستگی ایمن، به روابط خود نگرش مثبت دارند و چنانچه کسی در زندگیشان نباشد شالوده ی زندگی برای آنها همچنان استوار است. چه با بودن دیگران چه بدون حضور دیگران خوشحال هستند.

 

سبک دلبستگی آشفته (مضطرب)

 

 

نگرش منفی به خود و نگرش مثبت به دیگران…به قول گای کورنو قربانی دیگران و جلاد خویشند. این افراد اذعان دارند که به شدت علاقمند به داشتن رابطه با دیگران هستند

 

روابط صمیمانه میخواهند اما نگرانند که توسط دیگران پذیرفته نشوند و دیگران آنها را طرد کنند.

 

این افراد بدون داشتن یک رابطه ی صمیمانه و نزدیک حالشان خوب نیست. و این شکایت همیشگیشان است که : ” آنقدری که من برای دیگران ارزش قائلم آنها برای من ارزش قائل نیستند”.

این افراد از کسی که به او دلبسته میشوند انتظار صمصمیت فراوان؛ مسئولیت پذیری بسیار زیاد و شنیدن تحسین دارند. گاهی این افراد آنقدر در رابطه غرق میشوند که تا صدای فرد مورد دلبستگیشان را نشنوند آرام نمیگیرند.

این افراد اغلب به خودشون شک دارند و خودشون رو برای عدم مسئولیت پذیری کسی که بهش دلبسته هستند شماتت میکنند.

دلبستگی اجتنابی – بیمناک

 

نگرش نوسانی و بی ثبات راجع به خود و دیگران دارند. تجاوز، آسیب، ضربه ی روحی در کودکی و یا حتی نوجوانی نیز میتواند موجب این سبک دلبستگی باشد.

این افراد معمولا از نزدیک شدن به دیگران احساس خوبی ندارند. به نیاز داشتن یک رابطه ی نزدیک و صمیمانه معترفند اما اعتماد کردن و وابسته شدن برایشان بسیار سخت است. نه حس خوبی به خودشان دارند و نه به دیگران.

اغلب خودشون رو بی ارزش تر از آن میدانند که از پارتنرشان طلب توجه کنند. صمیمیت کمتری در روابط دارند و احساساتشان را سرکوب میکنند.

 

دلبستگی اجتنابی- گسسته

 

این افراد میگویند بدون داشتن رابطه ی عاطفی نزدیک حال خوبی دارند و برایشان وابسته نشدن به دیگران در اولویت است، خودشان برای خودشان کفایت است. به قول ایشان، نیازی به مزاحم نیست!

 

ترجیح میدهم نه وابسته بشوم نه کسی به من وابسته بشود جمله ی همیشگی یک دلبسته ی اجتنابی گسسته است.

 

این افراد با وابسته نبودن شادند، خودشان را طوری میبینند انگار اصلا نیازی به رابطه ی عاطفی نزدیک با کسی ندارند، و به اصطلاح عوام از خود متشکر هستند.

بسیاری از این افراد رابطه نزدیک را بی اهمیت میدانند و نیاز به آنرا انکار میکنند. از کسانی که طردشان کنند، فاصله گرفته و نادیده شان میگیرند.

 

در یک جمع بندی کلی باید گفت وابستگی دلیلی بر عدم سلامت روان نیست.

 

نوع برخورد با وابستگی و سبک دلبستگیست که سلامت یا عدم سلامت روان را مشخص میکند. آنچه دلبستگی ایمن خوانده میشود، شکل درست وابستگیست،

نه آنقدر زیاد که بسوزاند و نه آنقدر کم که سرما بر آن چیره شده و فرد در انزوای همیشگی اش بماند.
دلبستگی و وابستگی از هم مجزا نیستند.

با سپاس
ایرن بهرامی فروردین 98

 

خوش حالیم که توانسته ایم به کمک تیم متخصصین مرکز مشاوره خانه مهر که از بهترین مشاوره و روانشناسان

تشکیل شده است در تمام ابعاد درمانی و مشاوره خدمات تخصصی به شما بزرگواران ارائه دهیم

بهزیستی و سلامت روان شما اولیت ماست

27 فروردین 1398

دلبستگی یا وابستگی


این پست با در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید:

Facebook Twitter Google +